|
البته اگه میخواین
|
*به خدا قسم!اگر خورشید را در دست راست من!و ماه را در دست چپ من گذارند...محال است دست از تنفرم نسبت به نوع حکومت بردارم!
یاه یاه یاه!
*به خدا قسم!اگر خورشید را در دست راست من گذارند و ماه را در دست چپم قرار دهند...از سمت راست می افتم چون ماه از خورشید سبک تر است!
*به خداوندی خدا قسم!
هرکس خورشید در دست راست من و ماه در دست چپم قرار دهد...همانا او کارمند ناساست!!
*عمیقا فکر میکنم مایکل جکسون با دیدن تصاویر ارسالی از ایران و پخش شده در سی ان ان سکته رو زد!و چقدم ناراحت شدمو دلم سوخت.همین چن وقت پیش بود که اون کاراییشم که ازش نداشتم رو داونلود کردم و کلی هم کیف کردم.چقدم بد بخت زجر کشید.چقدرم بهش تهمت زدن.دق کرد.هر چن من باید از این آدم بدم بیاد.به خاطر ریختشم که شده و به خاطر اون دعوا با پل مک کارتنی سر حق اجرای آهنگای بیتل ها...و به خاطر این طرز زندگی...اما نمیتونم.جدی که خیلی ناراحت شدم.خیلی هنر مند بود. و پیر نشد.
*اینکه جون بائز بیاد و برای ما معترضین-به افتخارمون-یه ترانه اجرا کنه اونم با متن فارسی-به افتخارمون کف کنید!-چیز کمی نیست.کسی که تو ووداستاک بوده.کسی که جی اف باب دیلن بوده.نه اصن کم نیس. هر جور حساب کنی کم نیس.من البته جون بائزو ۴ ساله میشناسم(خب ینی کم میشناسم!).تو کافه رو بودیم.که الان خعلی وخته که بسته شده.کنار نایب ساعی بود جاش.مسعود که کافه من اونجا بود آهنگ دونا دونا شو گذاشت.ما مث دره داهاتیا بهم نیگا میکردیم که این کیه.من بودم.خانم سا بود.حسام بود و شادی.اونجا همه اش ماالشعیر میخوردیم(الکل صفر درصد!اگه اینو نمینوشتم شاید شک میکردین)چون این تنها چیزی بود که ۵۰۰ تومن بود میتونستی ۲ تا بخوری با یه چیز دیگه مثلا...کلا جای ارزونی بود.و البته ان و گه هم زیاد میومد اونجا.از این هنری منری ها که رو گردنشون یکی یه دونه دوربین هس و یه تخته شاسی هم تو ما تحتشون دارن...با طراحی های زشتی که اگه ببینی به هنر...به خود هنر شک میکنی!
خانم سا که روابط حسنه ای با جمع اونجا داشت ...البته شایدم شادی بود-که اگه شادی بوده باشه باید بگم روابطش اون موقع حسنه نبود بعدا حسنه شد!-...از مسعود که سیگار میکشید و به دور دست های کافه ی ۶ متر مربعیش خیره بود پرسید این کیه...و اون گفت جون بائز...من همون شب کاشف به عمل آوردم که ای بابا!!چقد غافل بودم از زندگیم.و چقد عشق بیتلا چشامو کور کرده بوده...خعلی شوکه بودم از سبک خوندن بائز.چن وخت بعد سی دی هاشم خانم سا گیروند!و زدیم به تن.و از کشف خود خرسند بودیم.غافل از اینکه همه میشناسنش کما بیش!نشون به اون نشون که با شوق و ذوق سی دی رو بردم پیش آقای پدر. و گذاشتم تو اون ضبط سامسونگ ریدمونیمون که به لعنت خدا هم نمی ارزه...بعد که جون خوند آقای پدر شناساییشون کردن و گفتن این که بائزه و اضافه کردن از صداش و ریختش بدشون میاد!من احساس زیبای سنگی رو داشتم که روی یخ لم داده...
اون روزا حافظه ی اقای پدر چقدر سینه چاک بود!چقدر خوب بود...الان که فک میکنم.چون این دفعه بائزو نشناخت.کلا حافظه یک کالای فاسد شدنیه...باید بزاریمش تو یخچال.
*عرض شود خدمت مریدان بی شمارم(منظور شماهاس دقیقا!)حالا بن جوی هم با اندی خان آهنگ دادن بیرون.اونم کودوم آهنگ؟آهنگ بن ای کینگ با نام اصلی استند بای می و نام فرعی پیشم بمون.اندی جان شما چرا رقصیدن خوشگلا رو بیخیال شدین پس؟
حیف که از این مرتیکه بن جووی بدم میاد وگرنه الان کلی در مدحش قصیده میسراییدم بابت این حرکت خوشگلش که فارسی خوند!هر چی فک میکنم میبینم این وحشی گریهای محمود آقا...بابای ملت ایران...باعث شده که مردم دنیا با ما ها مهربون شن.از این بابت جدا باید از محمود متشکر باشیم!
*بچه ها یه کتاب بهتون معرفی کنم؟
دم را در یاب.سال بلو.نشر چشمه
از اون کتاباس که باید تو کتابخونتون داشته باشینش.
چه جالب که طرح جلدش کود نیست.گمون کنم ارجینال باشه.
راستی مترجمش هم بابک تبراییه.که با طعم شیر و عسل ترجمه اش کرده.
*و حالا به مناسبت این که بن جووی و اندی استند بای می رو خوندند .من هم ترجمه ی استند یاس می از اوسیس رو اینجا میگذارم.که برید با اینترنت های پرسرعت نما تون! داونلودش کنید .این آهنگ خعلی خداس.
پیشم بمون oasis-stand by me
یکشنبه غدایی به بدن باید زد و بعد بالا آورد...
خعلی چیزای که باس بدونم
گفته بودم که بشه یه روز میزارم میرم...
قبل اینکه کل دلم آتیش بگیره؟
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
سخت میگذره وقتی چیزا بی معنین و حب
یه کلید رو زمین پیدا کردم اما
شاید من و تو به چیزی که پشت در پیدا کنیم باور هم نداشته باشیم!
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
پیشم بمون...جون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
پیشم بمون...چون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
اگه داری ول میکنی و میری میشه من رو هم با خودت ببری؟
چون از پشت تلفن حرف زدن خستم
یه چیزی هس که هیچ وفت نمیتونم بدمش به تو
اونم قلبمه...هیچوفت خونه ی تو نمیشه!
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
پیشم بمون...جون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
پیشم بمون...چون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
ترجمه ی اوسیس هم میشه واحه!!الان حق ترجمه رو ادا کردم!!
*گلاره این چن وقت همه اش در ای میل و چت و کوفت از من میپرسه که حالا چی میشه...
گلاره؟فک کردی قراره چیزی بشه؟از وقتی آدما رو کشتن دیگه مطمئنم چیزی نمیشه.لا اقل چیزی که تو رو خوشحال کنه.شاید تنها چیزی که بشه این باشه که به تعداد ادمایی که بخوان این گه دونی رو ول کنن بیشتر شه.همه اش همین.
به گلاره چی باید گفت؟
چی باید بهش گفت؟به کسی که در استکبار جهانی زندگی میکنه...چطور میشه از تقیه ی سیاسی یا ولایت و یا تشیع یا حکومت خدا بر مردم حرف زد؟اینجور چیز ها رو توضیح داد.سوال مهمی ازم کرد که نمیدونم چطوری جواب بدم...اونا چطوری مردم رو میکشن؟یا اینکه شما به کجا باید شکایت کنین؟
گلاره فک نکن چون من اینجام اینا رو میدونم!نه...من هیچی نمیدونم.من اینو میدونم که اگه اونور دنیا به دنیا میومدم....اخبار مربوط به جنگ داخلی مردم و حکومت رو در یک کشور جهان سوم اسلامی دنبال نمیکردم...چون اونها سالیان ساله که برای کشوری که من توش به دنیا اومدم آروزی مرگ میکنن...مثلا میگن مرگ بر فلان...حالا تو چرا انقدر ما رو جدی میگیری؟هان دختر عمه؟
*روحیه ام خیلی خرابه.از کجا اینو میگم؟از اونجا که من عاشق راک ان رول بودم و الان وقتی میشینم تو ماشین رد میکنم تا به یه آهنگ یه کم ملو برسم.با هیجان کمتر و مغمومیت بیشتر یه چی تو مایه های دمین رایس.کی فکرشو میکرد من بیتلز و رولینگ استونزو رد کنم؟هان؟کی؟
*ینی رفسنجانی تو... تو این مملکت هیچی نبودی؟ما همه اش فک میکردیم تو یه چی هستی!بابا ریدی!
*دوش دیدم که بسیجی چماق داشت به دست
میزدش مردم و خونی ز دماغ باز ببست!
هی میگفت که منافق برو گم شو زینجا!
هی چماقش مث گرز زرت و زرت بر سر ما!
*چی کار کنیم؟ما ترسو ها که به درد بی خایگی دچاریم؟
دانشگاه شلوغ شد.رای نهاتیی ما دادن امتحان در سری دوم است.حرفمان روی کرسی نشست.هر چند جا برای حیله گری مسئولین گذاشتیم...که اشتباه کردیم.
دیروز خیلی ها مردن.خیلی ها.
همین ذیروز فهمیدم یکی از بچه های علوم تحقیقات مرده.از بچه های ترم آخر هوا فضا.یه پسر لاغر عینکی.توی همون درگیری های میدون آزادی.
با خانم سا بودم.از خونه شون زنگ زدن که اینورا(کارگر-انقلاب)شلوغه.نیا.البته اون رفت.چون این واکنش ضد حرف بقیه عمل کردنو خیلی میپسنده.
رفتم در خونه ی حیم عین حیم.جزوه ی روخوانی قران میخواستم.درس شیرینیه.جزوه رو آورد یه کم راجع به این چیزا حرف زدیم.راجع به این تظاهرات.اکثر شما تو دایره ی رفقاتون ذوب شده در ولایت فقیه ندارین.من دارم.اون یکی از اینا بود.گفتم یکی از بچه های یونی مرده.گفت به درک واصل شده.مشتم گره شد.میخواستم بزنم تو دهنش.گفتم منم اون روز اونجا بودم.اگه منم میزدن با تیر همینو میگفتی؟گفت نباید برین.اینا منافقن.گفتم کودوم منافق؟منافق کیون کی بود این وسط؟اینا مردمن.گفت مردم گول میخورن.جمع میشن واسه چی؟گفتم تقلب.گفتم کتک زدنشون چیه آخه.گفت منم میگفتم تقلب شده تا وقتی که آقا گفت.گفتم آقا واسه خودش گفت.آقا خودش ذینفعه...نیست؟هزار تا دلیل داشت و یه اعتقاد محکم.
نزدم تو دهنش چون
۱.جزوه رو میخواستم!
۲.اون واقعا پسر خوب و بی آزاریه...واقعا مهربونه...من نمیدونم چی باید بگم.....نمیفهمه...نمیفهمه داره چی کار میکنه با اون ذهن بسته اش...حتی اگه بخواد هم نمیتونه بفهمه.
گفت ما خودمون تو ایست بازرسی یه منافق پیدا کردیم.پرسیدم چه شکلی بود؟
مث همه ی ما بود.یه عالمه عکس از همه ی کاندیدا ها داشت.اینا خائنن باس کشتشون
دلیلشو شنیدم خدافظی کردم.گفته بود منم به موسوی رای دادم...اما این کارا معنی نداره این شلوغی ها...آقا گفته تقلب نشده ینی نشده!
حرفای احمدی نژادم اشتبا بود اونم خره ...من نمیشنیدم...فکر میکردم.فکر.
میم جی و الف حیم و شین خ رفتن اونجا.به منم زنگ زدن گفتن بیا.میخواستم برم.مادرم نگران میشه؟خب مگه مال بقیه نمیشن؟اما خانم سا چی؟نمیشد رفت.نمیشد.
خانم سا رو سر تخت طااووس ول کردم.یه سری شبه نظانمی ترسناک ریخته بودن اونجا.فر میداد قیافه هاشون آدمو.
سر امیر آباد شلوغ بود.افتضاح بود.مذدم در میرفتن شعار میدادن.پیچیدم بالا که تو ترافیک نمونم رفتم حکیم از اونجا ملا صدرا بعدم شیخ فضل الله..راهمو یه قندون دور کردم...از شیخ فضل الله به سمت گیشا اومدم و دودی بود که بالای خیابون آزادی جمع شده بود...
رسیدم خونه والدین توپیدن که کودوم گوری هستی...خبرا افتضاح بود آقا.
شب تر زنگ زدم الف حیم.ناراحت بود.میگف گم کرده بقیه رو.جلوش و پشتش چن نفرو با گوله کشته بودن.با گوله.مردم ایرانو.تو ایران.
از آب ماشینای آب پاش گفت و کوکتل مولوتف مردم.و از لباس شخصیایی که مردومو میزدن.زنا رو میزدن.بچه ها رو میزدن.پیرا رو میزدن.انگار کار دیگه ای نداشته باشن.
میگفت تمام مسیرا بسته بود که مردم در نرن.
من باید یه مشت میکاشتم تو دهن اون ذوب شده تو ولایت.فقط یه مشت.چون پسر خوبی بود.یه مشت.
آقای پدر میگه:هر کاری شاه کرد اینا ۱۰ برابر بدترشو کردن.
من گفتم شاه نه بگو اون خدا بیامرز!
یعنی میشه یه روز یه میدون داشته باشیم تو تهران به اسم شهدای سی خرداد؟
در این برهه ی حساس تاریخی سی ساله بنده عدم بیداری و آگاهی خود را لازم میدانم که اعلام کنم.چون جدی خوابم میاید و ترجیحم با خوابیست به نام غفلت.ضمن این که دشمن ِ دشمن من دوست من است!همچنین من مردم هستم نه ملت.و لازم به ذکر است که خود ملت هم دیگر وجود ندارد و امت جایش را گرفته.برای مخالفان با نا آگاهی هم باید گفت:بحری است و دنیایی که در آن درد بی معناست.خصوصا سوزش کیون و ملحقات!
ضمن این که به مرور زمان بنده عاشق دشمن شده ام. و به نظرم میرسد که به مرور زمان خود من یکی از توطئه های دشمن شده ام.و چه چیزی بهتر از این.از خس و خاشاک بودن بهتر است.
و من الله توفیق.
خس ِ خاشاک زاده
بیست و اندی ساله از تهران
خرداد هشتاد و هشت
۱.خس و خاشاکیم.
۲.تیممان باخته.
۳.ما اراذلیم.
۴.ما دو سه هزار نفریم.فوقش.
۵.ما عوامل استکباریم.
۶.فریب خورده هم که هستیم.
۷.ما سازماندهی شده هستیم.
*از نظر محمود خودش
۱.انتخاب ملت است.
۲.رییس جمهور همه است.
۳.فرزند پیامبر است چون مادرش سیده است.
۴.مردمی ترین رییس جمهور است.در کل کهکشانها.
*از نظر محمود انتخابات
۱.سالم بود.
۲.صحنه ی برنده شدن مردم بود.
۳. و صحنه ی حضور ملیونی مردم در آن مهر تاییدی بود بر نظام.
*از نظر محمود
۱.همه به او تهمت و افترا زده اند.همه با او دشمنند البته جز مردم.
۲.باید از وزارت کشور خیلی تشکر کرد.
۳.باید اختیارات ریاست جمهوری فرا تر از قانون جاری باشد.
۴.بازندگان انتخابات باید آرام باشند.
۵.مگر میشود در انتخابات تقلب صورت بگیرد اصولا؟
۶.کل جهان برابر است با میدان ولی عصر.
۷.ما یعنی هیچ.
*از نظر آنها
۱.طرفداران ۳ کاندیدا روی هم اندازه ی نصف محمود رای نداشتند.
۲.طرفداران کروبی حتی یک درصد کل آرای ماخوذه نیستند.
۳.میر حسین طبیعی است که در استان های ترک نشین اول نشود...این طبیعی ترین چیز ممکن است!
۴.ما مردم یعنی هیچ.
۵.این متن برابر است با تشویش اذهان عمومی یا اقدام علیه امنیت ملی(البته تاکید میکنم این نظر آنهاست!)
۶.قطع سیستم های ارتباطی مثل اس ام اس یا اختلالات اینترنتی مسبب خاصی ندارد.
۷.اراذل و اوباش مرده اند.پس چیز مهمی پیش نیامده.
۸.هر تجمعی که مربوط به الف نون نباشد غیر قانونی است.
*از نظر ما
۱.مالیدند درمان.
۲.آرای اعلام شده نه تنها مضحک بلکه وحشتناک هم هست.و از این لحاظ در نوع خود تک است!
۳.ایران دارای نظام دیکتاتوری شده است.
۴.اعتراض نکردن به یک موضوع به معنای پذیرفتن آن موضوع است...ما لابد نپذیرفتیم.
۵.خس و خاشاک ننه اش است!
۶.جمعیتی که میدان انقلاب تا آزادی را پر میکند بیشتر از جمعیتی است که نصف ولی عصر را پر میکند...لا اقل از نظر عقلی.
۷.کسانی که سوار موتور با باتوم کتکمان میزنند عربند وگرنه فارسی بلغور میکردند!
۸.بسیجی یعنی دشمن مردم.
۹.ایبن انتخابات باطل است.
۱۰.صدای ما باید شنیده شود.
۱۱.الله اکبر.
۱۲.ما داریم در چارچوب قانون اعتراض میکنیم و خواهان رسیدگی به تقلبی هستیم که در مورد نامزدهای تایید شده توسط شورای نگهبان (و طبیعتا رهبری)صورت گرفته...ما چیز زیادی نمیخواهیم.این نامزدها که از فضا نیامده اند...خودتان تاییدشان کردید و سی سال است همه شان در حکومت نقش داشته اند!
۱۳.باید به ما بگویند که تکلیف ما چیست.چیزی که در نهایت میخواهیم بشنویم تا خیالمان راحت شود این است:"به مردم دروغ گفتیم !"باوور کنید همه اش همین است.هیچ کس حوصله در افتادن با شما که به هیچ چیز معتقد نیستید و راحت تر از خوردن یک تکه پیتزا آدم میکشید را ندارد.هیچ کس دنبال بر اندازی نیست.هیچ کس عامل این و آن نیست.تکلیف ما را روشن کنید.ما را به خاطر رای دادن و پرکردن صندوق میخواهید؟
۱۴.این مملکت ۱۰۰ سال است روی خوش به خودش ندیده...پس کی تمام میشود؟
۱۵.از اول شورای نگهبان باید یک گزینه را یعنی همان که الان ما را شبیه به همجنس بازها دزدها فاسد ها و از همه جالبتر کثافت ها میبیند...تایید میکرد.بعد ۵ ملیون نفر به او رای میدادند و او رییس جمهور میشد.هیچ کاندیدای دیگری هم نبود که اعتراض کند.هیچ طرفدار دیگری هم نبود که اعتراض کند.این ها را که میگویم...حالم بد میشود.شما جدا از این مردم سو استفاده ی جنسی کردید.جر شان دادید.و بعد هم با پلیس و بسیج و سخنرانی هایتان جرشان میدهید.مگر شما کیستید؟حونتان چقدر از ما رنگین تر است؟اگر ما نباشیم بر کی میخواهید حکومت کنید؟
۱۶.این اتفاقات.این حمایت روسیه.مرا یاد تاریخ قاجاریه میاندازد.قسمت به توپ بسته شدن مجلس.
۱۷.خدا باید این یک بار هم که شده به همه ی ما مردم رحم کند.به خدا ما گناه داریم.خدایا ای کاش برای تو پشیزی ارزش داشتیم.ای کاش!
تا ۲۹ سالگی باید محمود را تحمل کنم و بدانم که رای من پشم است و رای تو نیز.
بدانم و آگاه باشم که مردم ما نفهمند.مردم ما خوش باورند.دقیقا منظورم به طرفدار های احمدی نژاد است.همان ها که در اتوبان حکیم وقتی دستبند تغییر را دیدند میخواستند از اتوبوس پیاده شوند و دخل مرا بیاورند.
الان.دوست داشتم بگویم ای سبز های جهان متحد شوید.اما نمیتوانم.چون میدانم گاز اشک آور چیست .معنی این گفته ی پلیس که برخورد جدی میکنیم را میدانم.
کسی چه میداند شاید هم برخورد جدی نکردند و جدی جدی کردندمان.
این جا اینطوری است.
اعتراض؟اعتراض و کوفت!اعتراض و مرض!ما که باشیم که با این حماسه ی ملی بخواهیم برخورد کنیم.یا کلا موضع مخالف بگیریم.
من که به شخصه جزو اقلیتی هستم که آرایشان به یک ملیون هم نمیرسد.
من واقعا حق حرف زدن ندارم.واقعا ندارم.
اما شما که آن همه شور و شوق و سبزی و طراوت داشتید...که من جدی حسودیم میشد و کیونم میسوخت...کجایید؟
من میدانم
کاری باید
چاره شاید.
۱.مجری...به نوعی کورنومتر است...نه چیزی فراتر.
۲.مجری خپلش خوب است.
۳.مجری به همه تذکر میدهد جز احمدی نژاد.
۴.دکور مناظره باید زشت و شلوغ باشد و همه ی رنگهای دنیا در آن به کار رفته باشد.
۵.احمدی نژاد در مناظره کاپشن نمیپوشد!
۶.برای احمدی نژاد مناظره و مفاحشه!!فرقی با هم ندارند.
۷.منظور از کاندیدای غائب و افراد غائب تنها محمود احمدی نژاد میباشد.
۸.احمدی نژاد هر بار میگوید دوستت دارم ...معنی اش این است که میخواهم بی آبرویت کنم.
۹.آیا او به فرزندانش و همسرش تا به حال گفته است دوستت دارم؟بعدش چه گفته؟
۱۰.احمدی نژاد خیلی سر زنش غیرتی است.
۱۱.جرات و حماقت با هم فاصله ی زیادی ندارند.
۱۲.کروبی معتقد است هر چه رضایی میگوید ...مثل برنامه های اوست.
۱۳.رضایی از چه شماره ای برای رنگ کردن سر و ریشش استفاده میکند؟
۱۴.لبخند رضایی ملیح است.
۱۵.دندان مصنوعی کروبی خوب جا نیافتاده.
۱۶.کروبی نمیتواند کف دهانش را کنترل کند.با توجه به اینکه او کاندید مورد نظر من است میترسم روزی در کف خود غرق شود.
۱۷.چیز!
۱۸.محمود زمانی استاندار اردبیل بوده...چرا آنموقع پاچه ی هاشمی را نمیگرفت؟
۱۹.محمود دوست دارد مدارک تحصیلی همسران مردم را به آنها نشان دهد.
۲۰.موسوی نمیداند اصل ۴۴ یعنی چه.یا اینکه چیزی ندارد که بگوید.
۲۱.ننه جون کروبی چه شکلی بوده؟
۲۲.کروبی از بیابان ها نیامده!
۲۳.محمود تنها به محسن رضایی علاقه نداشت!
۲۴.محمود معتقد است هاله ی نور و آذم ربایی یک رییس جمهور و دروغ پردازی به مدیریت کشور ربط ندارد و تنها چیزی که به مدیریت کشور ربط دارد ۳۰۰ متر شدن یک خانه ی ۱۰۰ متری است.
۲۵.شجاعت کروبی مثال زدنی است.
۲۶.برای مثال:نام بردن از افرادی که محمود از آنها خط میگیرد...مصباح یزدی...جنتی... و ...حتی زهرا بنی یعقوب بخت برگشته ..که کشتندش (معلوم است کیا!)و گویا شیرین عبادی دنبال نبش قبرش است.
۲۷.محمود معتقد است کروبی او را در مورد شهرام جزایری راضی نکرده...او نمیداند که هیچ کس راضی نشده!
۲۸.بعد از این مناظرات فهمیدم که آدم مغرضی هستم و ارزانی و آزادی و زندگی خوبم را درک نکرده ام...محمود میگوید همه چیز بهتر از قبل شده.من این را هیچگاه از شدت نفهمی ...نفهمیدم.
۲۹.کروبی واقعا با حال است!حتی نتوانست مثل رقیبش یک دروغ خشک و خالی بگوید و نتوانست بگوید این مسائل ربطی به مدیریت کشور ندارد.
۳۰.او در مورد پول های دریافتی از جزایری گفت من روحانی ام.امام اجازه داده.آقای شاهرودی هم نباید گیر میداد.چون رهبری میدانست.و اضافه کرد من که از شهرداری پول بلند نمیکنم و در آمد نفتی ندارم پس نوش جونم!!
۳۱.احمدی نژاد معتقد بود اطلاعات همه ی کاندیدا ها غلط است و با آنها اظهار همدردی میکرد.
۳۲.احمدی نژاد نمیداند که نرخ تورمی که برای ارزیابی قدرت خرید مردم به کار میرود نقطه به نقطه نیست.
۳۳.شاید هم این را میدانست.و این را که ما چنین چیزی را نمیدانیم را هم میدانست.
۳۴.برنامه های اقتصادی رضایی از همه دقیق تر و جذاب تر بود...امیدواریم کاندیدا های دیگر در صورت پیروزی از او در کابینه شان استفاده کنند.
۳۵.من آمده ام تا جلوی همین کار ها رو بگیرم...همین که چیز آدم را میگیرند...خر آدم را میگیرند و پرونده سازی برایشان میکنند...!
۳۶.موسوی دق دلی ما را بر سر مجری خالی کرد...مرسی.
*این در باره الی عجب فیلمی است.من هنوز هیچی نشده دو بار دیدمش...و خیلی خوشم اومد.تا حالا چنین چیزی ندیده بودم.اینقدر حدس اشتباه نزده بودم.اینقدر دلشوره نگرفته بودم.این فیلم عجیب ترین چیزی است که تا به حال راجع به روابط انسانی ساخته شده.
همه چیز سر جای خودش است . بازی بازیگرا عالیه.همه شون در بهترین حالت ممکن قرار دارن.و آدم میمونه که چرا این هنرپیشه ها جایزه ای واسه کارشون نگرفتن.
آفرین اصغر.
با توجه به درخشش برلیان وار گلشیفته و نقش عمده ای که تو پیشبرد داستان داره و با توجه به اینکه من فکر میکنم دیگه از محمود خبری نباشه ....میترسم بعد از انتخابات به این فیلم حمله شه و سینما ها رو آتش بزنن و از این کارا که سی ساله داره انجام میشه.پیشنهاد میکنم هر چی زود تر ببینین این فیلمو.
*شما هم مثل من طرفدارای احمدی نژاد رو دیدین....
مگه پول چقدر مهمه؟مگه تن فروشی حتما باید فرم جنسی داشته باشه؟
از یکی از طرفدارای ا.ن پرسیدم چرا؟گفت:میخوام خاص باشم.
از یکی دیگه که پرسیدم گفت:احمدیو عشقه!
طرفدارای موسوی هم دلیلای شخمی ای دارن خیلیاشون مثل این:
خاتمی ازش حمایت کرده!منم میکنم!
یا این:
همه بهش رای میدن!
طرفداری کروبی به نظرم-نه اینکه خودم جزوشون باشما نه!-یه کم معقول ترن.
و اگه از طرفدارای رضایی کسیو میشناسین لطفا به من هم نشونش بدین!
اما در نهایت فکر میکنم این انتخابات با ریاست جمهوری میر حسین موسوی تموم شه.
پس یه تبریک باید به طرفدارای میر حسین گفت و البته ای کاش این انتخاب کمی آگاهانه تر میبود.
به هر حال دموکراسی یعنی همین.به آگاهی کاری ندارن...به اکثریت کار دارن.
داشتم به این فکر میکردم که محمود بعد از بازنشسته شدن چیکاره میشه؟حدساتونو برام بنویسید.
*مینی مال:
دیشب خوابت رو دیدم
پریشب هم بیدارت رو!
*ما همه مون از احمدی نژاد دل خوشی نداریم....لا اقل من تو دور و اطرافم یک نفرو هم ندیدم که نظری خلاف اینی که من اینجا نوشتم داشته باشه.هیچ کسو بین این همه آدم که میشناسم سراغ ندارم که رایش احمدی نژاد باشه.
*همین طور رضایی.اون واقعا چی میگه؟چی میخواد؟چرا باید بعد از جلسه با هاشمی تصمیم به کاندید شدن بگیره؟
*رضایی حتی تبلیغ درس درمونی هم نداره.نه یه پوستر حسابی.نه یه رویه ی مشخص تبلیغاتی.
*لطفا نگین انتقاد از دولت.حتی عزت قلی اینا هم کاندید میشد از دولت بلد بود انتقاد کنه...کما اینکه من هم بلدم از دولت انتقاد کنم.انتقاد از دولت کار شاقی نیست.اونم از این دولت که تو هر زمینه ای یه انتقاد خوشگل میشه بهش وارد کرد.
*به نظر میرسه رضایی فقط برای شکستن رای احمدی نژاد اومده .باقی پولی که واسه تبلیغات گرفته هم نوش جونش.میتونه میکنه!و همین طور باس بگم کیون لق ما چون این پول در واقع پول مردمه.بیت الماله.چه میدونم از این حرفا.
*لذا میمونن دو تا کاندیدا.یکی میخ اصلاحات(به جای شیخ!)کروبی.اون یکی هم سبز حسین موسوی!
*چون کروبی از محبوبیت کمتری از هر لحاظ در بین مردم و اقشار برخورداره فکر میکنم بهتر باشه اول برم سر وقت کروبی(هر چند چون من تو این انتخابات از کروبی حمایت میکنم...بهتر بود دوم از کروبی مینوشتم!اما چه کنم که دموکراسی دست و پامو بسته!)
*ببینید .عزیزان من.ای تک و توک خوانندگان من !که همتونو مث تخم چشام دوس دارم...من به شخصه از کروبی خوشم نمیاد.دلیلاشم زیاد و کمابیش منطقی ان.اولین چیزی که راجع به این موضوع به ذهنم میرسه قضیه ی تحصن مجلس بود...که کروبی خیلی بد پشت نماینده ها رو خالی کرد...یه موضوعه دیگه اینه که این آقا سواد شون در حد ریاست جمهوری نیست.لا اقل از نظر آکادمیک.و از نظر جامعه جهانی!ما که نمیتونیم بگیم ایشون تحصیلاتشون حوزویه...بعد بپرسن حوزه چیه بگیم حوزه یه چیزی تو مایه ی واتیکان شما ولی یه کم کر و کثیف تر!میتونیم؟نه نمیتونیم!ضمن اینکه اون کاریزمایی که ما توی خاتمی میدیدم توی کروبی به صورت منفی نمود داره!یعنی آدم کلا دوس نداره ببیندش!چه برسه به اینکه رییس جمهور باشه و هی تلویزیون بخواد نشوش بده.نکته ی دیگه نوع حرف زدنه.ادبیات به کار رفته ی ایشون یه جوریه که با عموم و آحاد مردم نمیتونه ارتباط برقرار کنه.اینجا حتی احمدی نژاد از کروبی پیش می افته چه برسه به خاتمی.نکته ی دیگه صداست!صدا خیلی مهمه.حتی مصطفی معین هم از صدا رنج میبرد!من نمیگم که فرانک سیناترا بیاد رییس جمهور شه...میگم صدای اون آدم نباید روی مخ باشه...که متاسفانه مهدی جان صداشون روی مخه.
*کاری به انقلاب و اوایلش و اینکه حاج آقا چه کرد و نکرد نداریم....همه یه کارنامه ای داشتن...نکته ی مثبت کارنامه ی حاج آقا اینه که گند خیلی عظیمی تا به حال نزده!یا لا اقل ما نمیدونیم!خبری از آدم کشی و اعدام و این صحبتا نیست.اتفاقا میگن آدم بازیه.و اهل مسامحه و میگن که اصن اون بود که به خاتمی پیشنهاد داد بیاد رییس جمهور شه و دور دومم حمایتش کرد.
*بعد از انتخابات ۸۴ و در کمال ناباوری اصلاح طلبان و غیر اصلاح طلبان وعده ی ۵۰ هزار تومن کار خودشو کرد و مهدی کروبی تو یازده تا استان اول شد.ستادش جشن گرفته بودن اونا داشتن آماده ی مبارزه با هاشمی میشدن و چه بسا مهدی کروبی باید خیلی زود تر از این ها رییس جمهور میشد.
*اما پیریه و خواب آلودگی!
*وقتی احمدی نژاد به مرحله ی دوم رفت....خوب یادمه که مهدی کروبی زمین و زمانو به هم دوخت.حقش پا مال شده بود.کلی جلز و ولز زد.حتی بعید نیس دو سه تا سکته ی ناقص هم زده باشه...ما نمیدونیم!از همه شاکی بود.راست و چپ و قدرت اول و مجلس و شورای نگهبان و روزنامه ها و همه.اون جلز و ولز ۴ سال طول کشید.
*خصوصا در حین انتخابات وقتی احزاب و شخصیت های عمده و اصلی اصلاح طلب روی معین اجماع کردن کروبی فهمید هیچ کس ذوستش نداره...یه حقیقت تلخ...حتی خدا هم انگار اونو دوس نداشت...درس مث وضعیت پسر بچه ی کور توی رنگ خدا!
*این بود که عطای بودن در مجمع روحانیون مبارز که چپی بودن و باز رو به لقاش بخشید ...پا شد رفت و یه حزب زد به اسم اعتماد ملی...و تو این مدت با هر کس میتونست مذاکره کرد که البته اصل کاری یعنی محمد خاتمی(که من هنوز...چه شما خوشتون بیاد چه نه!این سوپاپ رو دوست دارم!)هیچ وقت علنی و محکم و راسخ از کاندیداتوری کروبی دفاع نکرد و فقط همه ی این کارا رو ارزشمند توصیف کرد!
*کروبی که دیده بود تو انتخابات ۸۴ تنهاست و رسانه ی ملی هم مثل بقیه دوستش نداره روزنامه ی اعتماد ملی رو هم در آورد.
*ببینید ما اینجا با یه آدم با عرضه طرفیم!جدی میگم!شجاعتو دارم میگم.چیزی که معین نداشت و حتی خاتمی هم نداره!یه آدمی که دوست داره یه کارایی بکنه!اما بقیه میشناسنش و نمیخوان....آخه چرا؟تا حالا این سوالو از خودتون پرسیدین؟چرا کروبی نباید به قدرت برسه؟مگه چی میشه؟چرا همیشه بیشترین تخریبا و ذشمنی ها از هر دو جناح به سوی شیخ بوده؟
*رسیدیم و رسیدیم به همین انتخابات اخیر.کروبی که در طول چهار سال گذشته همه اش فکر میکرد احمدی نژاد جاش رو به واقع غصب کرده...و همه جا هم تلویحا میگفت که منتظر دوره بعدی انتخاباته...زود تر از هر ایرانی ای در این کره ی خاکی و چه بسا کیهان!!اعلام کاندیداتوری کرد.
*زمزمه هایی بود مبنی بر اینکه عبد الله نوری هم کاندید میخواد بشه(اگه میشد چی میشد!)خاتمی باز میخواد بیاد و موسوی هم داره فکر میکنه.
*این وسط محبوب ترین شهردار ایران...یعنی کرباسچی که دوره ی تبعید سیاسی اش تموم شده بود و آماده ی آماده بود... از کروبی به عنوان نامزد اصلاحات حمایت کرد....گفته بود خاتمی ارزش اجماع نداره چون پای آدماش وا نمیسته.پای هزینه هایی که باید برای اصلاحات داد.کرباسچی برای خاتمی زحمت کشیده بود...اما آخر عاقبت اون حمایت ها شده بود زندان و کسی که امور زندان رو پی گیری میکرد کسی نبود جز کروبی!یه سوال...کروبی وظیفه ی خودش میدونسته که از اون اول با زندانیان سیاسی در ارتباط باشه؟یعنی منظورم از همون اوایل انقلابه تا این اواخر که یه سری دانشجو...واسه تحصن روز گکارگر دسنگیر شدن...آره؟
*معلوم شد عبدالله نوری قرار نیست بیاد و خاتمی هم گفت یا من یا موسوی....موسوی هی لفت داد تا خاتمی خودش رو کاندید کرد یه هفته بعد موسوی هم خودش رو کاندید و خاتمی رو شکلاتی!!!! کرد!
*یه ماه بعد از اعلام کاندیداتوری...خاتمی به وعده اش وفا کرد خودشو کشید کنار....آخه چرا؟چرا بعد از یک ماه؟چرا اینا هماهنگ نبودن؟چرا!؟!؟!؟دستور بود؟تهدید بود؟چی بود!؟!؟!؟واقعا چرا؟
*کروبی انتظار داشت خاتمی بعد از اینکه کنار کشید و بعد از اینکه ۴ سال پیش به اشتباه از معین حمایت کرد این بار یه گوش چشمی به اون داشته باشه اما خاتمی رفت سراغ موسوی.
*تو این مدت چهر ه های شاخص اصلاح طلبان مثل نجفی... عماد باقی و کدیور و مهاجرانی و ابطحی و عبدی و خیلی های دیگه که نمیشد به سادگی از کنار اسمشون گذشت به جای اینکه برن سراغ موسوی که خاتمی حمایتش کرده بود اومدن سمت کروبی....احزاب چی؟احزاب اصلاح طلب به تاسی از خاتمی همه پشت موسوی بودن...همه شون به جز حزب اعتماد ملی...همین طور یه قندون هنرمند!از موسوی حمایت کردن...چرا؟خب خاتمی!
الته سروش...روشنفکر و فیلسوف دگر اندیش ایرانی...از کروبی حمایت کرد.و این خودش یعنی خیلی.بعضی وزنه ها هستن که بیش از حد تاثیر گذارن.سروش توی جامعهی ایران یعنی نوام چامسکی تو جامعه ی آمریکای جنایتخوار!(البته با اغماض از پاره ای مسائل)
*جالب این که همه ی هنرمندا بیانیه ای میدادن که جفت این اصلاح طلبا خوبن اما خب ما میگیم موسوی!!!حتی وقتیب میخوان از موسوی حمایت کنن کلی از خوبی های کروبی هم مثال میارن.
مثال عینیش میشه مخملباف و مهرجویی خیلی عزیز.
مخملباف گفته بود...کروبی تو زندان برای هر کی که بهش ظلم میشد اعتراض میکرد و اشک میریخت و آه میکشید.اما در آخر با ربط گودرز و شقایق به هم و اینکه زهرا رهنورد کفش سوراخی داشته...از موسوی حمایت میکنه!
*حتی هدیه تهرانی هم از موسوی حمایت میکنه!خانم تهرانی شاید عاشق رنگ سبزن.
*اما ....اما....بعد از چند سال تحریم و درگیر و فلان و بیسار...دفتر تحکیم وحدت دانشجویی که از صد تا حزب زپرتی و آبدوخیاری راست و چپ مهم تر و تعیین کننده تر و سیاسی تره(البته به زعم نگارنده!)از کروبی حمایت کرد.من فکر کنم خود کروبی هم دهنش باز موند.این دفتر تحکیم وحدت....داستانی داره...چپیا میگن اونا تند رو ان و اصلاحاتو به گند کشیدن!و راستیا میگن اونا کلا معاندن!!!اونا آمریکایی و جهانخوار هستن !
میخوام بگم تحکیم اینجور چیزیه...و میخوام بگم دور و بر کروبی آدمایی هستن و سازمانهایی که از گردونه ی قدرت حذف شدن...کسایی که لزوما با مردم دشمنی ندارن و اتفاقا چون مردم دوستشون دارن حذف شدن....
*اینجوریه که مهدی کروبی با تمام اون کمی و کاستی ها با اون شعار نخ نما شده و عاریتی تغییر که اصلش واسه اوباماست.با وجود کاریزماتیک نبودنش و با وجود هزار تا اما و اگر دیگه...میشه نماینده ی آدمایی مثل من.که همیشه به هیچ گرفته شدیم.به پوچ گرفته شدیم. اصن نخواستن ببینین که ما هستیم.و الان به نحوی دارن میبینین.اینجوریه که من که این همه آقای کروبی رو مسخره میکردم الان میگم این آقا بهترین فرد واسه ریاست جمهوریه.چون مثل موسوی فقط از نظر اقتصادی به دولت قبلی حمله نمیکنه.چون گفتمانش اصلاح طلبانه است. چون فضای باز مدنی و آزادی های اجتماعی رو میشناسه(اگه خودش نشناسه مطمئن باشید کرباسچی و عبدی و مهاجرانی میشناسن!)و هزار تا دلیل دیگه....
*اینه که من امیدوارم در وهله ی اول محمود از راس قدرت کنار بره و اگه شد...اگه شما سبز ها عاقل تر شدید و بهتر و بیشتر فکر کردید مهدی بیاد روی کار.
*اما موسوی.
من تا همین چند ماه پیش یک علاقه ی عجیبی به موسوی داشتم.تو محافل دوستانمون حتی میگفتم خاتمی یک بار رییس جمهور شده...بهتره موسوی بیاد.من نه کاری به اعدام های سال ۶۷ داشتم که الان شده کارد انتقادی مخالفین موسوی(و نه دارم البته!)نه به بیست سال سکوت(که البته به این یکی کار دارم!).
*موسوی یک نخست وزیر با عرضه بود که جلوی مقام های بالاترش کم نمیاورد و حرف خودش رو به کرسی میشوند.موسوی اقتصاد دوره جنگ رو به نظر خیلی ها عالی اداره کرد.موسوی در همون زمان شاه فوق لیسانس معماریشو از دانشگاه ملی سابق و دانشگاه شهید بهشتی فعلی میگیره و بعد هم استاد دانشگاه میشه.میخوام بگم بهش مدرک در پیتی نمیدن.موسوی ساده زندگی میکرده.این باعث تعجب خیلیا میشده.موسوی یک کمونیست اسلامی بوده یا یه چیزی شبیه به این.البته گذر سالیان همه رو عوض میکنه.اما میخوام بگم مثل خود من شاید به مارکس اندکی علاقه داشته باشه.موسوی تحصیلکرده و مودب و آقا منشه.خوب حرف میزنه.موهاشم جوگندمیه!از نظر ظاهری توی این ذوره از همه ی رقبا (خوب یا بد!)سره.موسوی همه جا با خانمش یعنی زهرا رهنورد که خودش هنرمنده و در دوره خاتمی هم رییس دانشگاه الزهرا بوده یک زن امروزی و مسلمانه.این زن و شوهر همه جا با همن.نوید مشارکت زنان در کابینه و نقش بیشترشون تو اجتماع رو میدن.اینا یه سری نکات مثبتن!
*موسوی در این بیست سال فقط در کنج خانه نقاشی آبرنگ آبستره میکشید؟رییس فرهنگستان بود؟چرا او را نمیشناسیم؟خودش میگه من به عالم و آدم مشاوره دادم...خب بگه!این مهم نیست.چرا گفتمان اصلاح طلبی نداره؟چرا احزاب اصلاح طلب را که اکثریت حامیان او هستند را به یه ورش حساب میکند و خود را مستقل میخواند؟رای بیشتر یعنی؟چرا اینقدر اصلاح طلب ها را شکلاتی میکند جدی؟چرا فقط از اقتصاد حرف میزند؟هان؟یعنی هنوز کمونیست؟هنوز اسلامی؟برنامه هایش چیست؟آدمهاش کیان؟چرا اینا رو نمگیه؟چرا خب جدی!؟چرا در طول ۴ سال حکومت احمدی نژاد بر همه(جدی میگم بر همه ...بر همه!)یک کلمه چیزی جایی ننوشت یا نگفت فقط سال آخر یادش افتاد که حرفهایش را بزنه ها؟؟؟!
چرا از این همه دانشجو ستاره دار چیزی نمیگه؟چرا از دوستای دوستای من که تو روز کارگر دستگیر شدن هیچی نمیگه؟چرا کروبی پی گیر هر کسیه که سر اعتراض سیاسی میافته اوین؟
حرف زدن از اقتصاد خراب کاری نداره میخواین من تو ستاره ی بعدیم از اقتصاد خراب حرف یزنم؟باشه!
*خب!اقتصاد خرابه!مقصر دولت نهمه!ریدن آقا!ریدن !!!!!!نمیشه پاکش کرد هیججججججور!
خب حالا که چی!؟
الان از اقتصاد خراب براتون حرف زدم.
*حالا خودتون رو سبز کنید لطفا.و عکس پروفایل فیس بوکتون رو. و دستتون رو و کیونتون رو!من واقعا متاسفم.ما چی میخواستیم و چی داره میشه؟
ما اینو نمیخواستیم.
کمیته...کوپن....بسیج.
ما داریم برگشت میکنیم به سمت کسی که دوره نخست وزیریش دوره ی بگیر ببند بود.به آستین کوتاه گیر میدادن و میبردن.به موی خانم گیر میدادن و میبردن.کلا میبردن.برید از اونایی که عروسی قاطی گرفتن تو اون دوره بپرسین با چه ترس و لرزی این کارو کردن.برین از پدر و مادرتون بپرسین...من نمیدونم من فقط از فکرم کمک میگیرم.همین.
*مث اینه که بیست سال بعد که گشت ارشاد هنوزم به قوت الهی برجاست....پسرم بیاد بگه بابا من میخوام به یه آقایی رای بدم که میخواد گشت ارشادو جمع کنه!بگم:کی؟
بگه:احمدی نژاد!
بعد بگه این مچ بند سپید(رو پ تاکید دارم!)علامت ماست!
*خب من تقریبا سعی کردم بی طرف باشم...شرمنده که از موسوی بیشتر ننوشتم چون فقط چیزای منفی به فکرم میاد(بالاخره گفتم که طرف کروبی ام!)
*دوستان عزیز من که عکساتونو سبز میکنین و گول پیرن چارخونه ی میر حسین و پیرن جین خانومشو خوردین...روشنفکری و باز بودن فکر به این چیزا نیست....یه بار دیگه فکر کنین....فکر کنید که واقعا چی میخواید...چرا میرین دنبال خاتمی!!؟؟بابا ببینیین یارو اصن چی میگه(چقدر زشت!دارم نصیحتتون میکنم که به کروبی رای بدین مث خاله ی باباتون!)
*نتیجه بگیریم؟
نتیجه:یه دستایی تو کاره که اصلاح طلبا نیان رو کار و میر حسین رو علم کردن.این دستا حتی به احمدی نژاد هم دیگه نیازی نداره.خاتمیم رفت چون نخواستن چون دیگه نمیشه.دیگه اصلاحات براشون بسسه.هیژده تیر بسسه.فضای باز سیاسی بسسه.روزنامه نگاری حرفه ای بسسه.شفاف سازی بسه.رو شدن گه کاریا مث قتل های زنجیره ای بسسه.من میگم تمام این چیزا واسه اینه که میر حسین رییس جمهور شه و ما باید چشامون باز باشه چون نا سلامتی ما مردم فقط از این راه میتونیم تو آینده مون دخیل باشیم...این همه سبزی همه چی...این همه پوستر این همه موسوی موسوی کردن همه واقعا منو میترسونه....و دارم مطمئن میشم که موسوی رییس جمهور ماست.
[...] حتی جایی گفته که به کسی رای بدین که فک و فامیلش نیان سر کار...یعنی به احمدی نژاد رای ندین.
این دستا که نمیخواستن خاتمی اصلاح طلب بیاد سر کار....کروبی اصلاح طلب رو هم نمیخوان.
موسوی مستقل رو میخوان.برای چی؟منم نمیدونم...اما دلیل نمیشه بهش فکر نکنم!
و دلیل نمیشه که از شما نخوام که با وجود تمام ناملایمات!!!!به کروبی فکر کنید!!
*مرسی از حوصله تون!کف کردم!
*-:فلانی زندگی شاید همین باشد!
فلانی:با منی؟
-:بلی!
فلانی:تو اصن به کار من چی کار داری؟
-:بنده فضول می باشم!
فلانی:تو گه میخوری!سرت تو کار خودت باشه!
-:ببخشید!دیگر تگرار نمیشود!
فلانی :خواهش میکنم!نبینمت اینورا!برو!زود!
-:چشم!
خط فاصله دور میشود به جایی میرسد که دیگر فلانی صدایش را نشنفد.با خودش میگوید...
-:هان ای دل عبرت بین!
دل:با منی!؟
-:ای بابا!چی میگی تو!؟
دل:ای بابا به خودت!چرا اینقدر هاری!چرا اینقدر سلیطه ای!؟؟چته؟
-:تو اصن به کار من چی کار داری؟
دل:خودت گفتی هان ای دل عبرت بین!
-:خب عبرت بین!عبرت بگیر آقا جون!ریدی با این طرز رفتارت!
دل:تو داری گه کیو میخوری!؟!!؟
-:]...[!!!!!(فحاشی!)
دل: بی تربیت!
-:باباته!
پایان.
منظور:تلاش کسی که فکر میکند میتواند بنویسد برای بروز خلاقیت....به گمان خودش.
نتیجه گیری فلسفی:زندگی همین نیست،دل عبرت بی نیست!
نتیجه گیری اخلاقی:هار بودن افراد یک جامعه ممکن است همه گیر شود.
نتیجه گیر غیراخلاقی:هار بودن افراد یک جامعه خیلی هم خوب و با مزه است.
*
((خدا مومنین را دوستدار است))
ای کسانیکه ایمان آوردید.
بدانید و آگاه باشید.
ای کسانیکه ایمان نیاوردید.
ندانید و نا آگاه باشید.
ای کسانیکه ایمان اوردید.
توجه کردید در خطوط بالا چقدر هوای شما را داشتیم؟
*ضرب المثلز(اس جمع دارد که ز خوانده میشود)
حسنی به مکتب نمیرفت،پله نداش خورد زمین
زنبور بی عسل مانند عالمی است که شکمش کار نمیکند