|
البته اگه میخواین
|
*قضیه از یک قرار دیگر نیز هست:من هم اینجا کسی را نیمشناسم!
*چه خوش باشد که در روز جوانی
کسی نشناسدت در گل نمانی!
چه خوش تر باشدت گر تو توانی
الی الآخر انانیموس بمانی!
*سنجابی با دمش گردو میشکاندی،بدو گفتندی:چه میکنی؟
گفت:گردو میشکنم!
گفتند: با چه؟
گفت:با دمم!
پرسیدند:ز چه بهر؟
پاسخ آمد:میخواهید گردوی شما را بشکنم؟کیونده ها؟این چه سوالاتیست؟اصلا به شما چه؟لعنت خداوندگار بر شما بادا!دمم در دهانتان!پست خویان دون مایه!