|
البته اگه میخواین
|
آهان راستی !!کعبه ای هم وجود نداشت چون از مالزی دور بود احتمالا دیگر ابراهیم را هم پیغمبر حساب نمیکردند و ما ادامه ی ابراهیم و موسی و عیسی نبودیم بلکه کامل کننده ی بودا و بودیسم بودیم!چه بسا اصلا شرایط ِ ما هم مثل ِ الان ِ مالزی میشد!نیمی مسلمان!نیمی هم بودایی!!طبق معمول چند تا دونه هم زرتشتی که به یمن ِ اقتصاد نفتی -توریسمی قدرت ِ بزرگی در منطقه بودیم و نه تنها برج ِ میلاد بلکه دو تا برج ِ دوقلو هم داریم و صنعتی هستیم،توریسم هم بیشتر از پشیز برایمان ارزش دارد و مردم ِ مالزی و هندوستان بچه هایشان را میفرستند ایران درس بخوانند آن هم نه در دانشگاه آزاد!بلکه در دانشگاهی که به ازای پول گرفته شده به بچه چیز یاد میدهد و تحقیرشان نمیکند و استاد هایش مدرک ِ دکترا دارند و نه لیسانس و پرسنل ِ آموزشش با دختر و پسر یک برخورد را دارند و پرسنل ِآموزش در فضاهایی که تنها هستند و نیستند باد شکم خالی نمیکنند و در دستشویی این جور کارهایشان را انجام میدهند و سلف ِ دانشکده جدا نیست و حراستی ها دختران را تا توی دستشویی تعقیب نمیکنند و راجع به دختران خیال نمیکنند که هر کدام یک جنین هم در شکم دارد،نه پرده سبز است نه رنگ ِ دیوار نه در ها نه پنجره هاو نه صندلی ها!بلکه هر چیز یک رنگ است،به خاطر ِ تاخیر در پرداخت ِ شهریه اسم کسی نمیرود روی دیوار تا همه ببینند و استادها با شاگردانشان لاس خشکه نمیزنند و به بهانه ی تور های تفریحی شاگردانشان را تور نمیکنند !بعله!
*میشود چیز های ِ خوب ِ زندگی را دوست داشت،میشود آن ها را دید.
اما حال ِ دیدن ِ چیز های بد بیشتر است،به تیریپ ِ ما بیشتر می آید!
*به نظر میرسد با کاندید شدن ِ سه اصلاح طلب ِ معروف و به قولی کلفت یعنی:خاتمی ،کروبی،موسوی،اصلاح طلبان عزم خود را جزم کردند که احمدی نژاد حتما رییس جمهور بشود.
*حالا اون دو تا هیچی،این کروبی واقعا چی میگه؟چی میخواد؟
*این فیس بوک که راه افتاده واقعا تر زده به کاسبی ِ سیصد و شصت،من به شخصه خوشحالم از این موضوع و مراتب ِ رضایتم رو اعلام میکنم و ازعموم ِ مسلمین ِ همیشه در غزه...عذر میخوام همیشه در صحنه التماس دارم بیایند فیس بوک را آباد تر کنند شاید ما هم مرتبتی در مافیا-بازی ِ مافیا در فیس بوک!اشتباه نشود-کسب نماییم!
التماس ِ خدا و التماس ِ دعا توامان!
*همانا کسی که اسلامداگ میلیونر را نپسندد هم یک احمق ِ تمام عیار است هم یک نژاد پرست ِ احمق ِ تمام عیار!
شیخ الشیوخ ِ خیلی شوخ مولانا بابکت الحوائج!
*ترین های ِ سال ،اعلام شده از سوی من
دو جایز ه ی اول انتخاب ِ مردمی است،لذا همین دیگه انتخاب مردمی است!
ماهواره ی امید:چهره ی سال و محبوب ترین کاراکتر
صفار هرندی:خوشگل ِ نمونه ی سال(این جایزه در سه سال ِ گذشته به احمدی نژاد تعلق داشت او این بار از مردم خواست دور ِ او را خط بکشند)
دوست پسر ِ نمونه ی سال:امسال داوران که تشکیل شده از من ،خودم و تصاویرمان در آینه هیچ کس را در این رشته اصلح ندید!
دوست دختر ِ نمونه ی سال:هیئت ِ داوران جوایز را مانند حضرت ِ مسیح تکه تکه کردند و به تمامی دختر های پر تحمل،محکم،آسیب دیده،آسیب زن و... اهدا نمودند.
پدر ِ نمونه ی سال:پدر ژپتو به دلیل اینکه مدرکش جعلی نبود و میتوانست خودش را حضرت ِ یونس جا بزند که نزد!
مادر ِ نمونه ی سال:مادر ِ ملت ِ ایران.به دلیل ِ تحمل ِ پدر ملت ِ ایران(محمود)
دروغ ِ نمونه ی سال:ذانشگاه آزاد باعث شده از خروج ِ ارز از مملکت جلوگیری شود!(هیئت ِ داوران تصمیم گرفتند حرفهای احمدی نژاد را ندید بگیرند تا جا برای تازه واردین باشد،ضمن اینکه جمله ی بالا معلوم نیست از کیست اما سر در دانشگاه علوم تحقیقات نصب شده است و هیئت داوران گمون میکنند که کار کار ِ اوس عبدلله است!)
ماشین ِ نمونه ی سال:از این ون سبز ها که بهش میگویند دلیکا
حیوان ِ نمونه ی سال:ضمن ِ عرض ِ ارادت به کوسه های اطراف کیش و کرمان!!جایزه تقدیم میشود به شمپانزه ی روی چی توز
رنگ موی نمونه ی سال:رنگ ِ موی ِ پر کلاغی که محمود سرش را با آن رنگ ِ عشق میکند
ترانه ی برگزیده ی سال:خودتو به من بچسبون!!!با صدای چیز....اسمشو نمیدونم، همون آقا ترسناکه
ان ِ نمونه یِ سال: ک...بی !!هیئت داوران اصلاح طلب هستند و جبهه ی خود را تضعیف نمیکنند!!
گه نمونه ی سال:کاری که محمود با اقتصادمان انجام داد
فیلم ِ نمونه ی سال:چارچنگولی به دلیلِ داشتن ِ طنز ِ قوی. عدم ِ مسخره کردن لاله و لادن و زرتشت،بازی های زیر ِ پوستی، ارائه ی چهره ِ حقیقی یک انسان ِ متعادل که همانا یک بسیجی است،اشاره به این نکته که غسل ِ جنابت را هم میتوان در سینما نشان داد
قرص ِ نمونه ی سال:اگزاسپام
اگه شمام چیزی به ذهنتون رسید تو بلاگ هاتون اضاف کنید لطفا!
این جمله ِ آخر از طرف ِ هیئت داوران بود
این آماری که منتشر شد را دیده اید؟همین بیلان ِ سی ساله.خب من دیده ام.واقعا همه چیز بهتر شده.همه چیز از سی سال ِ پیش به اینطرف،خیلی خیلی بهتر شده.خدارو شکر که آن موقع ها اشعه ی خورشید بودم!
*وقتی اشعه ی خورشید بودم،هیچ چیز برایم جز رسیدن ِ به موزها و پیاز ها معنا نداشت،هدفم این بود.
*وقتی یک اشعه ی خورشید باشی زمان برایت معناندارد.زمان با چرخیدن ِ زمین به دور خود و به دور خورشید معنا پیدا میکند.اما من که اشعه ی زمین نیستم،اشعه ی خورشیدم.
*وقتی اشعه ی خورشید بودم اگزاسپام نمیخوردم،و مجبور نبودم اشعه ی دیگری راتحمل کنم،در واقع خیلی اشعه ی تعامل داری بودم.در گروه اشعه های حامی صلح بودم و برای حقوق سایر نوع اشعه فعالیت میکردم،حتی توی سازمان ِ غیر دولتی ِ محا عضو بودم.که میشه موسسه حمایت از اشعه های سرطانی.
*اشعه ها جنسیت ندارند،این است که محیط خیلی قابل ِ تحمل است!من را متهم نکنید به اینکه مرضی چیزی دارم ها،نه!موضوع این است که وقتی دو جنس وجود داشته باشد،کشش جنس ِ ایکس میرود به جنس ِ ایگرگ و بر عکس.وقتی فقط یک جنس وجود داشت ،حتی اسم رویمان نبود،مثلا ایگرگ یا ایکس نبودیم....میفهمید چه میخواهم بگویم ما فقط اشعه بودیم،جنس معنا نداشت.
*وقتی اشعه بودم....اصلا نه دروغ میگفتم نه کار ِ دیگری،تنها چیزی که اهمیت داشت نخل های موز بودندو پیاز های زیر ِ خاک....البته باید از اسرار ازل چیزی برایتان بگویم،من به همه چیز میتابیدم انرژ ی ام را به همه چیز میدادم،آن چیز ها خودشان به نوعی صافی اند،همه چیز روی هم اثر دارند.بیشتر از این نمیتوانم بگویم،فقط همین که یک موز یا یک شقه پیاز به تنهایی در تولد یک نفر دخیل نیست....آن اشعه یک تاثیر پروانه ای روی همه چیز گذاشته،منتها زمینی ها همه ی تحریکات را از همان موز و پیاز میدانند.
*وقتی اشعه بودم هیچ دختری نبود که به او فکر کنم...هیچ دختری هم به اشعه ها جز برای برنزه شدن ِ بدن فکر نمیکرد.
*وقتی اشعه بودم گریه نمیکردم.حتی نمیخندیدم.این هم یک جور تعیین جنسیت برای احساسات است.نمیدانم.
*وقتی اشعه بودم دنیا خیلی خوب بود،تو تویش نبودی.تو دو سال و نیم بعد از من از خورشید جدا شدی وقتی من دو سال و نیمی بود که زمینی بودم تو تازه اشعه شدی.
*الان مدت هاست که به خودم میگویم کاش هرگز،هیچ وقت تو را نمیدیدم.
*کاش هرگز آن اشعه به این سمت ها نمیآمد.