|
البته اگه میخواین
|
*چن وختی است(همون وقت حالا!)موزیک خونم آمده پایین.فیلم خونم آمده پایین.زندگی بدی شده.چقدر زور بزنم که انرژ ی مثبت بفرستم کیونم لق شد. دهنم سرویس شد.باد فتق گرفتم.بواصیرم زد بیرون به والله!!!!
*آقای محترم...جناب الله!!!!کیون لقم ببین.دهن سرویسم ببین.باد فتقم ببین.کیون گشادم ببین.بواصیر ولو ام ببین.
دیدی؟پسندیدی؟
یه فکری واسه کنکور ارشد ما بکن حالا!
آفرین.ببینم چه میکنی!جدی دهن مهنم صاف شده.الان دقیقا دارم دعا میکنم.جدی میگم بیس پن سالم شده یه ذره چرک به کف دستمون نچلزگیده!دیگه تا سی سالگی زا به رامون نکن.
یه یا علی بکو و معجزه هاتو بریز وسط.ما چیمون از اون موسی کمتره مگه؟هان؟یه عصایی چیزی بفرست یه دریایی بشکاف.کاری نداره واست که...داره؟به کوهای شمرون نداره!
مام هنوز جوونیم. آرزو داریم.اشتها داریم.با ما آمریکایی تا کن!
*حقش بود امسالو میکردن سال وحدت ملی.ینی هر لایحه ی تخ.می ای بود تصویب شدتو این مجلس شواراغی اسلامیشون.علنا دس به دس هم دادن که به گ.ا مون بدن!
منظور بنده البته از وحدت...وحدت میون دولت و مجلس است.همه اش یک سری جنگ زرگری را میندازن و بعد یکهویی همه رای موافق میدند!!!جل الخالق!
مجلس زیر خواب دولت شد و رفت.
ما ملت هم مثل طفل زنا زاده هر کی رد میشه یک مالشی بر دربمان وارد میکنه.
*داشتم تو کوچه میرفتم دیدم بچه ها دارن با توپ چل تیکه با دروازه های بزرگ فوتبال میزنند فک کردم این چن وخته هر جا دیدم بچه ها فوتبال بازی میکنن همه اش چل تیکه بوده و دروازه های بزرگ و چش غره به ماها که میخایم از وسط بازیشیون(بازی نکبت گه شون!) رد شیم.بعد یاد خودم افتادم و آجر هایی که دروازه بودند. و توپ راهراه بدرنگی که روش نوشته بودن شقایق.و اینکه تا یه ماشین رد میشد زود بازی رو استپ میکردیم تا رد شن و ادامه نمیدادیم و البته چش غره هم نمیرفتیم به ماشین های بدبخت که در حقیقت خیابان مال آنهاست.خیلی هم خجالت میکشیدیم...بعد دیدم نسل ما نسل سوخته بود ه برای همین انقدر مظلوم و نحیفیم(از بس شیر خشک خوردیم زمان بمبارون!)این هار و هورای تو کوچه هم که همه شون از دم ایکس باکس تیری سیکستی دارن ومردونگیشونم قبل ۱۵ سالگی أزمودن... لابد نسل پدر سوخته ان!
*الان چشمم افتاد به این جزوه ارشد...اوغم گرف!
*ای بابا...تو رو خدا دیدین تو چه شهر گهی هستیم؟همه عقده ی حش.ارت دارن.اخبارو میخونین که هان؟۶ نفری ریختن سر یه نفر.دو نفرشون مامور بودن.قاضی اول ولشون میکنه.بعد میبینن گندش در اومده میگن اصن قاضی هم مقصره.آدم نمیدونه به کی پناه ببره.الان میگن مامورا قلابی بودن.نا کسا!
*آریل شارون که مرد خوب یادمه...خیلی خوب .که همه ی روزنامه های داخلی اعم از اسکل گرا و پشکل طلب نوشتن شارون به هلاکت رسید.توجیه این بود که از بس آریل شارون آدم جانی ..کثافت و قاتلی بوده که حقش هم بوده که با اون وضعیت بمیره(که البته من نمیگم شارون آدم خوبی بوده ها...اشتبا نشه!).لذا آقایون اعتقاد دارن که این بلایا حق اون آدم بوده.
با توجه به خونریزی مغزی کردان(وزیر اسبق کشور دارای دکترای نمیدونم چیچی از آکسفورد!!!که بهش تهمت زدن که جعل مدرک کرده بنده خدا رو!!!آخی!).و وضعیت خطرناک رو به موت ایشون...آقایان چه تیتری را برای گوزنامه هایشان تدارک دیده اند؟
*آیا ما بودیم که در یمن دخالت نمودیم؟یا ما نبودیم؟ما میگوییم ما نبودیم اما همه میگویند ما بودیم.ما فقط فکر شیعیان بیچاره ی زیدی هستیم(زید به معنای زیر خواب نیست اینجا!)اما همه گه میخورند.همه خعلی بی جا نموده اند!همه بیایند با این ور بروند!ما نبودیم.هر چند ما خرسندی خودمان را پنهان نمینماییم.منوچهر میگوید زیدی ها گناهی اند.منوچهر یعنی دروغ میگوید؟منوچهر مگر هو چی است که دروغ بگوید.هو چی ها دروغ میگویند که الحمدالله الان همه ی هوچی ها را به جویدن ان وا داشتیم!چه در کهریزک چه در غیر کهریزک!
۵ تا شان هم اعدام میشوند ببینیم باز کسی هو میکشد؟
منوچهر نازنین است.اصلا(دیدید خعلی ها مینویسن اصلن؟ینی چی؟) به او نازی بگویید.نازی را یادتان رفته؟که چطور دست میزد در دوربان؟که مشوق بود؟از حسین شلغم متعصب تر و طرفدار تر بود.نازی اینجور آدمیست.ناز باشد.
در چین آدم میمیرد؟گه میخورد میرود تو خیابان کمونیست ها(کمونیستهای کیون نشور)را عصبی میکند.کسی که کس دیگری را عصبی کند گه میخورد.حتی اگر مسلمان باشد.(آن چیز را که بر خود نمیپسندی بر دیگران نیز مپسند و از این جمله چقدر استفاده ی بهینه شد در سال اصلاح الگوی مصرف مثال:مسلمان ایرانی که در خیابان مرد حقش بود چون اغتشاش را کرده بود...لذا جنس چینی هم مرگ را محق میباشد)بعله میدانیم!میخواهید بگویید چه فرقی بین زیدی یمنی و مسلم چینی وجود دارد.خب...مسلم چینی شیعه نیس...این یک.دو هم ندارد.ینی دارد .اما به شما مربوط نیس.
*اولین حزفی که به خانم سا زدم این بود:شمام تو کلاس مایین مگه!؟خوشم اومده بود گول ظاهرشو خورده بودم.
*اولین جمله ای که خانم سا به من گفت این بود:چی میگییی؟!~؟!!؟!؟(با یک لحن عصبی خسته و غیر جذاب!منتها من خر تر از اینها بودم که به لحن و محن توجه داشته باشم...میدونی چی میگم؟)
*کره کردم.به خودم گفتم مخشو بزن.اون خودشه.
*من فک میکردم به دلیل کم رنگ بودن ذاتی ایشون...با فردی از خطه ی گیلان طرفم.کاملا هم جدی فکر میکردم.چون خانم سا فارسی را یک جوری حرف میزند آدم های نا آگاه فکر میکنند او دو رگه ای چیزیست.رنگش هم کم رنگ است این است که اشتباه میکنند.اما آدم های آگاه تر(مثلا من)میدانند که لهجه ممکن است از رشت و از یک خانواده ی فرهنگی ما فوق صوت و تصور در آید...که البته در کمال آگاهی و روشنیدگی اشتباه میکردم.
*در اولین برخوردهای زننده ی مان با هم.رفت پنجره را باز کرد سگ لرز زدیما!!!بعد بهش گفتم خانوم جون اون پنجره رو ببند.بچه تو شیکم زن حامله فیریز میشه یه وخ...اعضا جوارحمون خشک شد افتاد در کمال سرما!!!در کمال خنده به من جواب دادن که تو چه شبیه گربه ی قهرمانی!!
*در کمال تعجب به سر بردم در کمال خونسردی پنجره را خودم بستم و در کمال بی حافظگی پرسیدم گربه ی قهرمان کودوم خر بود؟
*درسته.نفهمیدم گربه ی قهرمان کودوم کاراکتر کارتونی (یا کودوم خر!)بود۰هنوزم نمیشناسمش.تنها گربه های کارتونی که میشناسم تام و خپل در باغ گلها بودند به اضافه ی دوستای تام در وقت میهمانی.با این حال این موضوعی بود برای تیک زدن.البته تیک های من هیچ وقت پاسخ داده نشد .طرف تو یه فاز دیگه بود.جدی میگم.اصن فک میکرد من قصد برادری دارم!
*تا اینکه تبادل آی دی شد.این اینتر نت خعلی در زندگی من تاثیرات شگرف و منفی داشته.البته خانم سا جزو شگرف ها هستن!
*توی چت بهش گفتم.گفتم تو بچه ها اگه غلام بهت پیشنهاد بده رد میکنی؟گف آره.گفتم کامبیز چی؟گف آره.گفتم فریدون چطور؟گف آره. گفتم ابوالحسن چی؟گف آره.گفتم عبدالحمید چه طور؟گف آره.گفتم تقی چی؟گف معلومه رد میکنم!به خودم اومدم دیدم از نرینه های کلاس موندم خودم.در کمال وجاهت و شایستگی گفتم من چی؟در کمال پر رویی هی خندید هی دو تا نقطه زد با یه عالم پرانتز هی مساوی زد با یه عالم پرانتز!مگه جواب میداد.البته چون من پیشنهادی بودم که نمیتونس رد کنه آره رو داد.
*بعد زندگی گذشت هی گذشت که من چیزهای جدید یافتم.که بقیه ی پست رو تشکیل میده.
*پر کارترین کلیه ی قرن مال خانم ساست.هر یه ربع محصولشو تحویل مستانه جان (تو بخوان مثانه)میده.
* تمام دخترهای دنیا یا جی جی هستند یا جواد.حتی اگر فامیل شما باشند!
چنین گفت سا تشت!
*تمام مرد های عالم بی شرفند.حتی شما دوست عزیز!
چنین گفت سا تشت باز!
*چرخه ی تکامل من که او ترتیب داد:۱-قهرمان.۲-چمپیون.۳-تنوع طلب!!!۴-هار!۵-چمپولک.۶-چش سفید!۷-چاق!!۸-پولک!!۹-پولی.۱۰-دارلینگ!۱۱-پولز.۱۲- چمپ.
*او در آی پاد تاچش از سامان آهنگ میدونم دوستم نداری حتی قد یک قناری را دارد!
*او مرا دوست دارد.و این چیزیست که مردم به ندرت آن را انجام میدهند.من از آن آدم هاییم که بیشتر دشمن دارند تا دوست خعلی هم از این بابت خوشحالم تازه.اما او این را پذیرفته و خودش را پیر کرده تا پذیرفته.او تنها دختری ست که میدانم میتوانم خیلی دوستش داشته باشم .از این حیث او استثناست.
*او اینجور آدمیست:موقع رانندگی برای ماشین جلویی بوق خوار مادر میزند.در حالی که ماشین نگون بخت جلویی مث خود خانم سا در ترافیک گیر کرده و فاصله اش با ماشین جلو تر فقط ۴ سانت و نیم است.
*او اینجور آدمیست:مثل یک تریاکی چای میخورد.به نظر میرسد او و کلیه هایش با هم قرار داد هم کاری امضا کرده اند.همین چا خدمت کلیه ها و سایر جوارح عرض کنم که:بد بختی پیدا کردن دستشویی تو خیابان ۴ سال است که گردن من است....خواهش دارم کمی از مایعات بدن را هم جذب کنید.
*او خودش است.این در زمانه ای که حتی من خودم نیستم یک معجزه است.
*او جلوی آدم های سیگاری که آمده اند بد بختی شان را با سیگار قسمت کنند تا شاید غمناکی هایشان دود شود و رود هوا اینجور میگوید:اوفف خفه شدم!!!و اگر لازم بایشد اینقدر تکرار میکند و بلند تر میگوید تا یارو گه خور شود.و اصلا بگذارد برود یک شهر دیگر زندگی کتد و راحت سیگار بکشد بدون این که هیچ کس با گفتن اوف خفه شود.
*اودستهایش را میگزارد روی شانه ی من بهش زل میزند تکانش میدهد و میگوید مثلا اینا دست شیره!!(از خودش بپرسین ینی چی!)
*او جلوی دختر ها بهشان میگوید جی جی رو ببین!انگار هیچ کس نمیداند جی جی همان دهنده ی جن است!انگار دارد میگوید خوشگلو ببین!با همین ریلکسی مفرط.
*یک بار از من پرسید ما برای چی با هم هستیم؟من بدبخت که از توطئه ها بیخبر بودم گفتم برای اینکه خوش باشیم.۴ ماه و ۱۰ روز تقاص پس میدادم!جدی میگم.
*او به من میگوید خمت پاره بشه.منظور از خم کیون میباشد!
او بعضی وقتها مردم را نیز مستفیض کرده و به مردم میگوید خمپاره ها!!!!
*آوریل نزد سا مث قدیس فرانسیس است نزد کاتولیکها!
*وقتی با او در فست فود هستید باید بعدش (بعد لمباندن و بیرون رفتن از رستوران)این را بشنفید:اوغ!بوی سوسیس گرفتیم!
*او ۳ بار به دوبی رفته و این لا مروتی است نپرسید چرا!
*او موبایل آدم را بی اجازه بر میدارد و آن را در کمال حوصله مطالعه میکند و اگر شما امتناع کنید او ناراحت میشود!!!باورتان میشود؟؟ناراحت میشود!
*او دوست دارد گوشه ی ناخنش را برایش بجوید و با دندانتان بگیرید و اگر چندشتان شد گه خوردید که چندشتان شد!اسم این گوشه های ناخن جوجه است.اگر شنیدید چمپی دستم جوجه داره... ینی روزتان خراب شده!
*او هفته ای بیست فیلم از شما میگیرد اما آنها را از روی تصویر رد میکند و با دور تند میبیند-.نه اشتباه نکنید او عاشق سینمای کلاسیک و فیلم با دور تند نیست.او اینجور آدمی است همه اش همین!
*او هفته ای سه بار مرا نصیحت میکند که مرد با خدایی باشم و از نو شروع کنم.چی را؟من هم نمیدانم!در صورتی که از کمالات من اینست که به او کاری ندارم!!من مردی هستم پر کمال!
*او میرود زیر چانه تان خودش را جا میدهد و از آن زاویه ی غریب به شما زل میزند شما کیترسی سپس میپرسد چمپی تا حالا کسی از اینجا نیگات کرده...جرات دارید بگویید آره!!البته خداییش هم کسی نیگام نکرده از اونجا...میشنوی؟؟؟دعوا را نندازیاا!!!د. نقطه دی نامطمئن!
*وبلاگ او را من برایش تاسیس کردم!!اصلا من مشوق او هستم!من خعلی به گردنش حق دارم(دیدم حالا که اینها را میخواند من را چهار قاچ میکند...گفتم پس بزار لا اقل به اندازه کافی دلیل داشته باشد!)
*ای خانم سا بدان بیستم تولد تو بود و
امروز بیست و یکم است.
کامپیوترم میدانی که چطور است.تخمی مخمی است!خلاصه که شوووورمنده!
*بزرگ شدنت مبارک گل بچه ی من.
*اگر به خدا اعتقاد ندارید این متن را نخوانید.
*اما اگر به ادیان اعتقاد ندارید این متن را بخوانید...من هم مث شما.
*چون لا اقل میبینیم چه شکلی هستیم.من خعلی وقتها مردی را میبینم با خرید مرید های خانه در یک دست.و یک عصای سفید در آن یکی دست.و یک عینک احتمالا بدون برند خاص بر چشم.شاید ندونه چه شکلیه.اگه مادرزاد کور باشه.اصلا اگر کور باشید برند میخواهید چه کار؟اگر کور باشید هم برند به تخم.تان هست هم کسی که برند برایش اهمیت دارد.اگر کور باشید اصلا نمیدانید شکل یعنی چه.اصلا خوابتان با خواب غیر کورها فرق دارد.هر چند اگر کور باشید به حرفهای بینا ها استناد میکنید چون چاره ندارید.چون آنها در موضع قدرتند.کورها در دنیایی غیر اینند.که لامسه و شنوایی و بویایی به آنها نشان میدهد جایی دیگر.که لابد آدمیان دیگری دارد.مثلا به یک کور بگویید چایی چه رنگی است.او برایش اهمیت ندرد.برای یک کور رنگ چه اهمیتی دارد؟جنبش راه راه باشد یا سبز چه فرقی برایش میکند؟اگر قهوه را بو کند و مزه ی آن را بچشد و کم رنگ و پر رنگ برای او توضیح داده شود خود به خود حدس نمیزند که رنگ قهوه، قهوه ایست...فقط میگوید قهوه لابد قهوه ایست و گرنه اگر ارغوانی بود اسمش قهوه نبود...ارغوان بود!
*چون رو پاییم.چون مثلا ام اس نداریم.چون زجر نمیکشیم.چون نمیدانیم نگاه سنگین چیست.چون نمیدانیم ویلچر ینی چی.یانمیدانیم اطرافیان خسته ینی چه.این خعلی خوب است.اطرافیان خسته نداشتن رو میگم. میتونیم هر وخ خواستیم بدویم و هر وخ خواستیم واستیم و هر واخ خواستیم بپریم و اصلن فکر ش را هم نکنیم که این مهارت اجداد غارنشین ماست.تو جامون غلت یزنیم .کش و قوس بدیم.بازی کنیم.بازی.و اصلا برایمان مهم نباشد.اینکه بروی استخر و پاهایت را تو آب تکان بدی.یک بار در استخر یک مردی دیدم.یک پا نداشت.حتما پیش خودش میگف اگر دو پا داشتم روی همه این کیونی میونی ها رو کم میکردم.اگه نمیگفت جا تعجب داشت.باید میگفت.چون این انسانی ترین چیزیه که در مواجهه با ما میشد بگه. یا مثلا دو تا دست داریم.که میتونیم یک نفرو سفت بغل کنیم.هاگ(هاگ چیه اون وخ؟) کنیم.فشارش بدیم تا بفهمه دوسش داریم.این که میتونم تایپ کنم.چون میتونیم رو انگشتامون حساب کنیم.به شخصه با دو دستم موهای خانم سا رو به هم میریزم تا حرص بخوره و من کمی کیف کنم و این یک لذت کبیره است برم.انگشتو میگفتم میتونیم ورق بزنیم.ورق بازی کنیم!دست بدیم بی اینکه کسی بدش بیاد چندشش شه.مردم اینجورین.من دیدمشون.مردمایی که فک میکنن نقص چندش کردن داره.خاک تو سرا.
*اگه کر بودم.حتی نمیدونستم موسیقی ینی چی.صدا ینی چی.و احتمالا هیچ وخ گیتار نمیخریدم.هیچ وخ بیتلز رو نمیشناختم.نسل بیت برام بی معنا بود و نصف این عقایدمو نداشتم.هیچ وخ ناظری رو تحسین نمیکردم.هیچ وخ با خانوم سا آشنا نمیشدم.هیچ وخ نمیشنیدم بهم بگه پولی. هیچ وخ صدای مادرم رو که قربون صدقه ام میره رو نمیشنفتم.مرد!من به این چیزا فک میکنم.تو هم باس فک کنی.باید.این یه بایده.هیچ وخ کسی با صدای بلند صدام نمیزد همه میزدن رو شونم.کارم این بود لب مردمو بپام مبادا خطاب به من چیزی بگن.بم و زیر چه میفهمیدم ینی چی؟اصن صدا ینی چی؟هلن کلرو بیخیال یه هلن کلر بوده اما میلیون ها کر ولال دارن تو عزلت و عدم اعتماد به نفس و عدم پذیرش جامعه دست و پا میزنن آخرشم غرق میشن.تو بی پولی شاهرخ کر و لال چی میخوند؟ببخشید...لب میزد؟"تو میتونی دلمو شاد کنی "رو؟
*چرا اینجوری شدم
اینا چی بود نوشتم آخه؟ها؟
به همه تون افتخار میکنم
به ایرانی بودنم هم
پدر کیون گشادی بسوزه.این دفعه حتی مشکل مالی ای هم در میون نبود که پدر بی پولی رو لعنت کنم الکی الکی آبونمان ای دی اس الم رو به دلیل اینکه سرعتش تخمیه ندادم.آقا حالا بر هر دری میکوفیم که آقا جون مادرتون به ما ای دی اس ال بدین... نمیدن."برای مومنانی که پول ای دی اس الشان را نمیدهند همانا شستی قرار دادیم".اما خب دیال آپ رو که از ما نگرفته بودند.مشکل این بود که کیس جدید فقط ای دی اس ال رو میشناخت و لا غیر .کیس قدیمی هم که اگر بالا میومد هنر کرده بود.به هر حال ما تحمل کردیم و به در ها کوفتیم و با شست ها مواجه شدیم در راه ای دی اس ال.تا اینکه یک روز دل انگیز پاییزی بود که گفتم کیس قدیمی رو دوباره با مانیتور پیوندی دهم و طرحی نو براندازم و هی هی گل بر افشانم و نتیجه این شد که از صب تو فیس بوک خودم رو خفه مفه کردم...و هر کی بود تو صف انتظارو اکثپت!!!کردم.کم مونده بود بزنم زیر گریه.بابا من اصن خعلی خفن معتاد بودم به نت جوری که خانوم سا حسادت میکرد(در حقیقت آتش دوزخ از آن حسودان است!!!) میگف یا جای منه تو این زندگی یا جای نت...که البته من با کیاست و سیاست هر دوشونو وادار به احترام به هم میکردم ...خودمم باورم نمیشد که واسه روزنامه اعتماد پول بدم و مثلا نرم سایتش یا از خبرای سینمای ما عقب بیفتم یا مثلا به این خراب شده بلاگ فاک سر نزنم.یا سرچ نکنم.اصن هر چی...الان یه کرور آهنگ دارم نصفه داونلود شده مثلا آلبوم جک جانسون رو که خعلی پا کارش بودم نصفه اس همه ی ترکاش... یا کارای قدیمی رد هات چیلی پپرز که البته الان تو این کیس قدیمی دارمشون یا بنوس ترک های گروه جت...میدونی علتش چیه؟اینه که همه اش به خودم میگفتم خب حالا مگه تو نری نت چی میشه؟چی اونجا انتظارتو میکشه؟
واقعا جوابش هیچ بود.هیچ.اما من به همین هیچ علاقه مندم بابا جون!من آدم احساساتی ای هستم(اوغ).
*عجب گیری کردیما!
بابا سری بعد اصن انتخابات برگزار نکنین!!!
چرا باورتون نمیشه که ما مث شما نیستیم؟سخته ینی واقعا؟نمیتونیم اونجور که شما میخواین فک کنیم...دست خودمون نیس...
از خرداد دارین ما رو می...گ........اا........یی..........ن!
ولمون کنید بزارید به درد و خونریزیمون ادامه بدیم!
* ۸ / ۸ / ۸۸ هم تموم شد و من هیچ گه خاصی نخوردم .یادم باشه ۹/۹/۹۹ حتما یه عالمه گه خاص و عام بخورم البته اگه گه خوردن تا اون موقع در راستای هدفمند کردن یارانه ها سهمیه بندی نشده باشه!!!
*خانم رزا منتظمی فوت شد.
میدانید مردم معمولا میمرن ...فوت نمیشن.فوت شدن یه مرتبه ی دیگه ای داره که مختص آدمای عادی نیس.مثلا نعمت فوت شد.اما من میمیرم.تو میمیری...اصغر و تقی و تانی و نازی همه شون میمیرن.نسبت ما ها که مردنی هستیم از فوت شده ها بیشتره.اینو واسه این نمیگم که بالاخره تو انتشاراتی کار میکنم که به هر حال ربطی مستقیم داره به رزا منتظمی...بلکه واس خاطر این میگم که این خانم دور و ور لا اقل من...خعلی ها رو آشپز کرد و ما معنی سلیقه ی خوب غذایی رو-خعلیامون- از اون داریم.
بانوی مزه ها بود
خلاصه که روحش شاد.
*در همین راستا.یک کتابی رو به فکر ترجمه اش هستم.که قرار بود قبل این اتفاق با خانم ((ب)) مطرح کنم.که خورد تو دیوار چون رزا فوت شد و به هر حال مسکوت موند و شاید این نشونه باشه اما من گوشم بدهکار نیس.چون اگه بنا باشه هر چیزیو یه نشونه فرض کنم باس بمیرم.نشونه های دور و ور من رو فاز مثبت نیستن و همیشه میخوان آدمو از کارایی که تصمیم به انجامشون داره منصرف کنن.میگفتم...حتما هم میخوام با خودشون کار کنم چون یه مسئله هس به اسم سلیقه.من سلیقه ی این آدمو خعلی قبول دارم.بعد میدونم که آدم حسابیم هستن .اینه که اصولا هر گزینه ی دیگه ای جز اون منتفیه. ینی اگه بگه باب کت حرفشم نزن.من دیگه خفه میمیرم(البته دارم مبالغه میکنم به یاد حکیم ابوالقاسم فردوسی).به هر حال اگه چن وخ بعد یه کتاب کت و کلفت در مورد بیتلز با ترجمه ی من رو پیشخون کتابفروشیا دیدین کیونتونو نکنین اون ور بلکه کتابه رو بخرین و حالشو ببرین!
*دفتز چه های ارشد رو باز دارن میفروشن.من اصاب مصابم ریخته بهم.بدم میاد.
این همه دانشگاه اون بیرون هستن که نه کنکور میخوان نه چیزی.اگه بفهمن آدم درس خوندنی پولم نمیخوان.اون وخ ما باید واسه این دانشگا آزاد پیزوری هم رقابت کنیم.بابا چرا ماهیچیمون به آدمیزاد نمیمونه آخه؟هان؟
بعدش اوصولا این همه درس بخونیم که کی بشیم.فک میکنی معاون وزیر شیم؟رییس سازمان گردشگری؟نظریه پرداز توریسم؟نه آقا جون...خعلی ان و گه هس واسه این جور کارا....ما داریم این زندگی رو با چیزی که شیطان واسه مون تدارک دیده تاخت میزنیم و درس مث قضیه ی اینتر نت اون چیزی که به دس میاریم یه هیچه.یه هیچ که خعلی یا خیلی هم بزرگه.
و مام عشق همین هیچه ایم!همه مون از دم!