تبليغاتX
قزل آلایتان را اینجا صید کنید - خدا به ما رحم کنااااااااد
البته اگه میخواین
*اسم ها را رمزی میآورم.

دانشگاه شلوغ شد.رای نهاتیی ما دادن امتحان در سری دوم است.حرفمان روی کرسی نشست.هر چند جا برای حیله گری مسئولین گذاشتیم...که اشتباه کردیم.

دیروز خیلی ها مردن.خیلی ها.

همین ذیروز فهمیدم یکی از بچه های علوم تحقیقات مرده.از بچه های ترم آخر هوا فضا.یه پسر لاغر عینکی.توی همون درگیری های میدون آزادی.

با خانم سا بودم.از خونه شون زنگ زدن که اینورا(کارگر-انقلاب)شلوغه.نیا.البته اون رفت.چون این واکنش ضد حرف بقیه عمل کردنو خیلی میپسنده.

رفتم در خونه ی حیم عین حیم.جزوه ی روخوانی قران میخواستم.درس شیرینیه.جزوه رو آورد یه کم راجع به این چیزا حرف زدیم.راجع به این تظاهرات.اکثر شما تو دایره ی رفقاتون ذوب شده در ولایت فقیه ندارین.من دارم.اون یکی از اینا بود.گفتم یکی از بچه های یونی مرده.گفت به درک واصل شده.مشتم گره شد.میخواستم بزنم تو دهنش.گفتم منم اون روز اونجا بودم.اگه منم میزدن با تیر همینو میگفتی؟گفت نباید برین.اینا منافقن.گفتم کودوم منافق؟منافق کیون کی بود این وسط؟اینا مردمن.گفت مردم گول میخورن.جمع میشن واسه چی؟گفتم تقلب.گفتم کتک زدنشون چیه آخه.گفت منم میگفتم تقلب شده تا وقتی که آقا گفت.گفتم آقا واسه خودش گفت.آقا خودش ذینفعه...نیست؟هزار تا دلیل داشت و یه اعتقاد محکم.

نزدم تو دهنش چون

۱.جزوه رو میخواستم!

۲.اون واقعا پسر خوب و بی آزاریه...واقعا مهربونه...من  نمیدونم چی باید بگم.....نمیفهمه...نمیفهمه داره چی کار میکنه با اون ذهن بسته اش...حتی اگه بخواد هم نمیتونه بفهمه.

گفت ما خودمون تو ایست بازرسی یه منافق پیدا کردیم.پرسیدم چه شکلی بود؟

مث همه ی ما بود.یه عالمه عکس از همه ی کاندیدا ها داشت.اینا خائنن باس کشتشون

دلیلشو شنیدم خدافظی کردم.گفته بود منم به موسوی رای دادم...اما این کارا معنی نداره این شلوغی ها...آقا گفته تقلب نشده ینی نشده!

حرفای احمدی نژادم اشتبا بود اونم خره ...من نمیشنیدم...فکر میکردم.فکر.

میم جی و الف حیم و شین خ رفتن اونجا.به منم زنگ زدن گفتن بیا.میخواستم برم.مادرم نگران میشه؟خب مگه مال بقیه نمیشن؟اما خانم سا چی؟نمیشد رفت.نمیشد.

خانم سا رو سر تخت طااووس ول کردم.یه سری شبه نظانمی ترسناک ریخته بودن اونجا.فر میداد قیافه هاشون آدمو.

سر امیر آباد شلوغ بود.افتضاح بود.مذدم در میرفتن شعار میدادن.پیچیدم بالا که تو ترافیک نمونم رفتم حکیم از اونجا ملا صدرا بعدم شیخ فضل الله..راهمو یه قندون دور کردم...از شیخ فضل الله به سمت گیشا اومدم و دودی بود که بالای خیابون آزادی جمع شده بود...

رسیدم خونه والدین توپیدن که کودوم گوری هستی...خبرا افتضاح بود آقا.

شب تر زنگ زدم الف حیم.ناراحت بود.میگف گم کرده بقیه رو.جلوش و پشتش چن نفرو با گوله کشته بودن.با گوله.مردم ایرانو.تو ایران.

از آب ماشینای آب پاش گفت و کوکتل مولوتف مردم.و از لباس شخصیایی که مردومو میزدن.زنا رو میزدن.بچه ها رو میزدن.پیرا رو میزدن.انگار کار دیگه ای نداشته باشن.

میگفت تمام مسیرا بسته بود که مردم در نرن.

من باید یه مشت میکاشتم تو دهن اون ذوب شده تو ولایت.فقط یه مشت.چون پسر خوبی بود.یه مشت.

آقای پدر میگه:هر کاری شاه کرد اینا ۱۰ برابر بدترشو کردن.

من گفتم شاه نه بگو اون خدا بیامرز!

یعنی میشه یه روز یه میدون داشته باشیم تو تهران به اسم شهدای سی خرداد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 11:19  توسط BobCat  |