|
البته اگه میخواین
|
*به خدا قسم!اگر خورشید را در دست راست من!و ماه را در دست چپ من گذارند...محال است دست از تنفرم نسبت به نوع حکومت بردارم!
یاه یاه یاه!
*به خدا قسم!اگر خورشید را در دست راست من گذارند و ماه را در دست چپم قرار دهند...از سمت راست می افتم چون ماه از خورشید سبک تر است!
*به خداوندی خدا قسم!
هرکس خورشید در دست راست من و ماه در دست چپم قرار دهد...همانا او کارمند ناساست!!
*عمیقا فکر میکنم مایکل جکسون با دیدن تصاویر ارسالی از ایران و پخش شده در سی ان ان سکته رو زد!و چقدم ناراحت شدمو دلم سوخت.همین چن وقت پیش بود که اون کاراییشم که ازش نداشتم رو داونلود کردم و کلی هم کیف کردم.چقدم بد بخت زجر کشید.چقدرم بهش تهمت زدن.دق کرد.هر چن من باید از این آدم بدم بیاد.به خاطر ریختشم که شده و به خاطر اون دعوا با پل مک کارتنی سر حق اجرای آهنگای بیتل ها...و به خاطر این طرز زندگی...اما نمیتونم.جدی که خیلی ناراحت شدم.خیلی هنر مند بود. و پیر نشد.
*اینکه جون بائز بیاد و برای ما معترضین-به افتخارمون-یه ترانه اجرا کنه اونم با متن فارسی-به افتخارمون کف کنید!-چیز کمی نیست.کسی که تو ووداستاک بوده.کسی که جی اف باب دیلن بوده.نه اصن کم نیس. هر جور حساب کنی کم نیس.من البته جون بائزو ۴ ساله میشناسم(خب ینی کم میشناسم!).تو کافه رو بودیم.که الان خعلی وخته که بسته شده.کنار نایب ساعی بود جاش.مسعود که کافه من اونجا بود آهنگ دونا دونا شو گذاشت.ما مث دره داهاتیا بهم نیگا میکردیم که این کیه.من بودم.خانم سا بود.حسام بود و شادی.اونجا همه اش ماالشعیر میخوردیم(الکل صفر درصد!اگه اینو نمینوشتم شاید شک میکردین)چون این تنها چیزی بود که ۵۰۰ تومن بود میتونستی ۲ تا بخوری با یه چیز دیگه مثلا...کلا جای ارزونی بود.و البته ان و گه هم زیاد میومد اونجا.از این هنری منری ها که رو گردنشون یکی یه دونه دوربین هس و یه تخته شاسی هم تو ما تحتشون دارن...با طراحی های زشتی که اگه ببینی به هنر...به خود هنر شک میکنی!
خانم سا که روابط حسنه ای با جمع اونجا داشت ...البته شایدم شادی بود-که اگه شادی بوده باشه باید بگم روابطش اون موقع حسنه نبود بعدا حسنه شد!-...از مسعود که سیگار میکشید و به دور دست های کافه ی ۶ متر مربعیش خیره بود پرسید این کیه...و اون گفت جون بائز...من همون شب کاشف به عمل آوردم که ای بابا!!چقد غافل بودم از زندگیم.و چقد عشق بیتلا چشامو کور کرده بوده...خعلی شوکه بودم از سبک خوندن بائز.چن وخت بعد سی دی هاشم خانم سا گیروند!و زدیم به تن.و از کشف خود خرسند بودیم.غافل از اینکه همه میشناسنش کما بیش!نشون به اون نشون که با شوق و ذوق سی دی رو بردم پیش آقای پدر. و گذاشتم تو اون ضبط سامسونگ ریدمونیمون که به لعنت خدا هم نمی ارزه...بعد که جون خوند آقای پدر شناساییشون کردن و گفتن این که بائزه و اضافه کردن از صداش و ریختش بدشون میاد!من احساس زیبای سنگی رو داشتم که روی یخ لم داده...
اون روزا حافظه ی اقای پدر چقدر سینه چاک بود!چقدر خوب بود...الان که فک میکنم.چون این دفعه بائزو نشناخت.کلا حافظه یک کالای فاسد شدنیه...باید بزاریمش تو یخچال.
*عرض شود خدمت مریدان بی شمارم(منظور شماهاس دقیقا!)حالا بن جوی هم با اندی خان آهنگ دادن بیرون.اونم کودوم آهنگ؟آهنگ بن ای کینگ با نام اصلی استند بای می و نام فرعی پیشم بمون.اندی جان شما چرا رقصیدن خوشگلا رو بیخیال شدین پس؟
حیف که از این مرتیکه بن جووی بدم میاد وگرنه الان کلی در مدحش قصیده میسراییدم بابت این حرکت خوشگلش که فارسی خوند!هر چی فک میکنم میبینم این وحشی گریهای محمود آقا...بابای ملت ایران...باعث شده که مردم دنیا با ما ها مهربون شن.از این بابت جدا باید از محمود متشکر باشیم!
*بچه ها یه کتاب بهتون معرفی کنم؟
دم را در یاب.سال بلو.نشر چشمه
از اون کتاباس که باید تو کتابخونتون داشته باشینش.
چه جالب که طرح جلدش کود نیست.گمون کنم ارجینال باشه.
راستی مترجمش هم بابک تبراییه.که با طعم شیر و عسل ترجمه اش کرده.
*و حالا به مناسبت این که بن جووی و اندی استند بای می رو خوندند .من هم ترجمه ی استند یاس می از اوسیس رو اینجا میگذارم.که برید با اینترنت های پرسرعت نما تون! داونلودش کنید .این آهنگ خعلی خداس.
پیشم بمون oasis-stand by me
یکشنبه غدایی به بدن باید زد و بعد بالا آورد...
خعلی چیزای که باس بدونم
گفته بودم که بشه یه روز میزارم میرم...
قبل اینکه کل دلم آتیش بگیره؟
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
سخت میگذره وقتی چیزا بی معنین و حب
یه کلید رو زمین پیدا کردم اما
شاید من و تو به چیزی که پشت در پیدا کنیم باور هم نداشته باشیم!
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
پیشم بمون...جون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
پیشم بمون...چون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
اگه داری ول میکنی و میری میشه من رو هم با خودت ببری؟
چون از پشت تلفن حرف زدن خستم
یه چیزی هس که هیچ وفت نمیتونم بدمش به تو
اونم قلبمه...هیچوفت خونه ی تو نمیشه!
پس آخه چت شده؟
یه چیز نو واسم بخون...مگه نمیدونی
سرما و باد و بارون از چیزی خبر ندارن
و به نظر میاد که فقط میان و میرن؟
پیشم بمون...جون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
پیشم بمون...چون هیچکس نمیدونه که چی پیش میاد!
ترجمه ی اوسیس هم میشه واحه!!الان حق ترجمه رو ادا کردم!!